کاربر وب متن را نمی‌خواند؛ اسکن می‌کند تا تصمیم بگیرد ارزش خواندن دارد یا نه. متنی که این تصمیم را سخت کند، حتی اگر عالی نوشته شده باشد، خوانده نمی‌شود.

متن خوب برای کتاب و متن خوب برای وب دو چیز متفاوت‌اند. در کتاب، خواننده تصمیمش را گرفته و نشسته که بخواند؛ در وب، در هر لحظه یک کلیک با رفتن فاصله دارد و متن باید در هر نقطه دلیلی برای ماندن بدهد.

این تفاوت روی تقریباً همه تصمیم‌های نگارشی اثر می‌گذارد: از طول جمله تا جای اطلاعات مهم. این مقاله همان تصمیم‌ها را باز می‌کند، با تمرکز روی فارسی که قواعد خودش را دارد.

هرم وارونه: مهم‌ترین تغییر

در نوشتار سنتی، نتیجه در پایان می‌آید: مقدمه، بحث، نتیجه‌گیری. در وب این ساختار کار نمی‌کند چون بیشتر خوانندگان به پایان نمی‌رسند.

هرم وارونه برعکس عمل می‌کند: جواب اول می‌آید، بعد توضیح، بعد جزئیات. خواننده‌ای که فقط دو پاراگراف بخواند، جوابش را گرفته؛ خواننده‌ای که ادامه دهد، عمق بیشتری می‌گیرد.

بخشچه چیزی می‌آیدبرای چه کسی
دو پاراگراف اولجواب مستقیم سؤال اصلیکسی که فقط جواب می‌خواهد
بدنهچرایی، روش و شرایطکسی که می‌خواهد اجرا کند
پایاناستثناها، جزئیات، منابع تکمیلیکسی که عمیق شده

این ساختار برای مقالات راهنما بیشترین اثر را دارد. اگر عنوان مقاله سؤالی است، جواب باید در دو پاراگراف اول باشد — نه بعد از هشتصد کلمه مقدمه‌چینی درباره اهمیت موضوع.

قواعد عددی که واقعاً اثر دارند

خوانایی مفهوم مبهمی به نظر می‌رسد ولی چند قاعده عددی دارد که رعایتشان تفاوت محسوسی می‌سازد:

عنصرحد پیشنهادیچرا
طول جملهزیر ۲۵ کلمه، میانگین حدود ۱۵جمله بلند در موبایل چند خط می‌شود و رشته فکر پاره می‌شود
طول پاراگرافدو تا چهار جملهپاراگراف بلند در موبایل دیوار متن می‌سازد
فاصله بین تیترهاحداکثر ۳۰۰ کلمهخواننده اسکن‌کننده باید هر چند اسکرول یک نقطه ورود پیدا کند
طول خط۶۰ تا ۸۰ کاراکترخط بلندتر، برگشت چشم به ابتدای خط بعد را سخت می‌کند

ردیف سوم بیشتر از بقیه نادیده گرفته می‌شود. مقاله دوهزار کلمه‌ای با چهار تیتر، عملاً چهار بلوک پانصدکلمه‌ای است که هیچ‌کدام قابل اسکن نیستند. همان مقاله با ده تیتر، خوانا به نظر می‌رسد بدون اینکه یک کلمه‌اش عوض شده باشد.

این اعداد قانون نیستند، ابزارند. جمله سی‌کلمه‌ای که ریتم دارد بهتر از سه جمله بریده است — ولی اگر همه جمله‌هایت سی‌کلمه‌ای‌اند، مشکل داری.

تیترنویسی: چهار قاعده

  • تیتر باید بدون متن هم معنا داشته باشد — کسی که فقط تیترها را می‌خواند باید ساختار را بفهمد
  • توصیفی بنویس نه خلاقانه — «چهار متغیری که قیمت را تعیین می‌کنند» بهتر از «معمای قیمت» است
  • موازی‌سازی کن — اگر یک تیتر سؤالی است، بقیه هم سؤالی باشند
  • کلمه کلیدی را طبیعی بیاور، نه با فشار

قاعده اول آزمون ساده‌ای دارد: فهرست تیترهای مقاله را جدا کن و بخوان. اگر از روی همان فهرست می‌شود فهمید مقاله چه می‌گوید، تیترها درست‌اند. اگر فهرست مبهم است، خواننده اسکن‌کننده هم چیزی نمی‌فهمد.

قواعد نگارش فارسی

این بخش در راهنماهای ترجمه‌شده وجود ندارد و در فارسی مستقیماً روی خوانایی اثر می‌گذارد:

  • نیم‌فاصله — پرتکرارترین خطای متن فارسی وب؛ «می‌شود» با نیم‌فاصله، «می شود» غلط است
  • یکدستی اعداد — یک استاندارد انتخاب کن و همه‌جا رعایتش کن؛ قاطی شدن فارسی و لاتین متن را شلخته نشان می‌دهد
  • پرهیز از کلیشه اداری — «می‌باشد»، «گردید»، «مورد بررسی قرار گرفت» متن را دور و رسمی می‌کنند بدون اینکه دقیق‌ترش کنند
  • اصطلاح انگلیسی — یا معادل رایج فارسی، یا اصل انگلیسی؛ ترجمه لغت‌به‌لغتی که کسی به کار نمی‌برد، بدترین گزینه است
  • جمله معلوم به‌جای مجهول — «تیم این را بررسی کرد» خواناتر از «این مورد بررسی قرار گرفت» است

مورد سوم بیشترین اثر را روی لحن دارد. حذف «می‌باشد» و جایگزینی‌اش با «است»، ساده‌ترین تغییری است که متن فارسی وب را از حالت اداری خارج می‌کند.

موبایل اول

بخش عمده خوانندگان از موبایل می‌آیند و متنی که در نمایشگر بزرگ خوب به نظر می‌رسد، ممکن است در موبایل خوانا نباشد. چهار چیزی که در موبایل متفاوت‌اند:

عنصردر موبایل چه اتفاقی می‌افتد
پاراگراف چهار خطیبه هشت تا ده خط تبدیل می‌شود و دیوار متن می‌سازد
جدول چهارستونیفشرده و ناخوانا می‌شود؛ باید به کارت عمودی تبدیل شود
جمله بلندچند بار برگشت خط دارد و پیگیری‌اش سخت است
تیتر بلنددو تا سه خط اشغال می‌کند و اثر بصری‌اش را از دست می‌دهد

قاعده عملی: متن نهایی را قبل از انتشار در موبایل بخوان، نه فقط در پیش‌نمایش دسکتاپ. بیشتر مشکلات خوانایی فقط در همان‌جا دیده می‌شوند.

متن و تصویر با هم کار می‌کنند

خوانایی فقط تابع متن نیست. سه تصمیم بصری که مستقیماً روی خوانده‌شدن اثر می‌گذارند و معمولاً به طراح واگذار و بعد فراموش می‌شوند:

  • فاصله بین سطرها — برای فارسی معمولاً بیشتر از لاتین لازم است، چون حروف زیرین و بالانویس فضا می‌خواهند
  • کنتراست متن و پس‌زمینه — خاکستری روشن روی سفید در نمایشگر طراح خوب است و در گوشی زیر آفتاب ناخوانا
  • جای تصویر نسبت به متن — تصویری که وسط یک استدلال می‌آید، رشته را پاره می‌کند؛ جای درستش انتهای یک بخش است

و یک قاعده درباره خود تصویر: هر تصویر باید چیزی اضافه کند که متن نمی‌تواند. تصویری که فقط فضا را پر می‌کند، سرعت بارگذاری را پایین می‌آورد و خواننده را از مسیر خارج می‌کند.

ویرایش: سه دور با سه هدف

ویرایش یک مرحله نیست. هر دور باید یک هدف مشخص داشته باشد، وگرنه هر سه نصفه انجام می‌شوند:

دورهدفچه چیزی بررسی می‌شود
اول — ساختارترتیب و پوششآیا جواب اصلی بالاست؟ آیا بخشی اضافه یا جاافتاده است؟
دوم — جملهخواناییطول جمله، حذف کلیشه، تبدیل مجهول به معلوم
سوم — نگارشدقتنیم‌فاصله، یکدستی اعداد، غلط تایپی، لینک‌ها

ترتیب مهم است. اصلاح جمله‌ها پیش از تثبیت ساختار، یعنی صرف وقت روی جمله‌هایی که ممکن است کلاً حذف شوند. و دور سوم باید آخر باشد چون هر ویرایش قبلی می‌تواند خطای نگارشی جدید بسازد.

چه چیزهایی خوانایی را خراب می‌کنند

  • مقدمه‌چینی طولانی درباره اهمیت موضوع پیش از رسیدن به جواب
  • پاراگراف‌هایی که همه هم‌طول‌اند — ریتم یکنواخت، متن را ماشینی نشان می‌دهد
  • استفاده افراطی از پررنگ‌سازی؛ وقتی همه چیز برجسته است، هیچ چیز برجسته نیست
  • فهرست‌هایی که هر بند یک پاراگراف کامل است
  • تیترهایی که فقط کلمه کلیدی‌اند و معنا ندارند

مورد دوم ظریف است و اثرش زیاد. متنی که همه پاراگراف‌هایش سه جمله‌ای‌اند، حتی اگر محتوایش خوب باشد، خواندنش خسته‌کننده می‌شود. تنوع طول — یک پاراگراف تک‌جمله‌ای بین چند پاراگراف بلندتر — ریتم می‌سازد.

برای تعریف زاویه و ساختار پیش از نوشتن، چگونه بریف محتوایی بنویسیم؟ همراه نمونه و برای مبانی تولید محتوا، تولید محتوا چیست و چه انواعی دارد؟ را ببین.

درباره اینکه ساختار متن چطور به دیده‌شدن در جست‌وجو ربط پیدا می‌کند، سئو چیست و چگونه به رشد کسب‌وکار کمک می‌کند توضیح داده است.

برای تولید محتوای متنی با این استاندارد، خدمات تولید محتوا موج پرو در دسترس است.

پرسش‌های متداول

مقاله وب چقدر باید بلند باشد؟

طول معیار درستی نیست؛ پوشش کامل نیت جست‌وجو معیار است. مقاله‌ای که در هشتصد کلمه جواب کامل می‌دهد، از مقاله دوهزارکلمه‌ای که همان جواب را با توضیح اضافه می‌دهد بهتر است. اگر برای رسیدن به عددی مشخص متن اضافه می‌کنی، آن متن اضافه است.

استفاده از فهرست و بولت زیاد است یا کم؟

معیار این است که محتوا واقعاً فهرست‌شکل باشد. مراحل، معیارها و گزینه‌ها به فهرست تعلق دارند؛ استدلالی که ربط جمله‌ها در آن اهمیت دارد، به پاراگراف. متنی که همه‌اش بولت است، ساختار دارد ولی منطق ندارد.

پررنگ کردن کلمات کلیدی برای سئو لازم است؟

نه. پررنگ‌سازی برای خواننده است نه برای موتور جست‌وجو. استفاده‌اش را به عبارت‌هایی محدود کن که واقعاً اگر خواننده فقط همان‌ها را ببیند، مفید است. پررنگ کردن کلمه کلیدی در هر پاراگراف، هم بی‌اثر است و هم متن را شلوغ می‌کند.

برای متن فارسی از چه ابزار سنجش خوانایی استفاده کنیم؟

شاخص‌های استاندارد خوانایی برای انگلیسی طراحی شده‌اند و برای فارسی قابل اتکا نیستند. عملی‌ترین روش هنوز خواندن بلند است: هر جا موقع خواندن بلند نفس کم آوردی یا مجبور شدی برگردی، همان‌جا باید اصلاح شود.

مقدمه چقدر باید باشد؟

دو تا سه پاراگراف کوتاه، و باید در همان‌ها به اصل موضوع رسیده باشی. مقدمه‌ای که سه پاراگراف درباره اهمیت موضوع حرف می‌زند، بیشترین نقطه خروج مقاله است. اگر پاراگراف اول را حذف کنی و چیزی از دست نرود، حذفش کن.

متن قدیمی را چطور بازنویسی کنیم؟

با ساختار شروع کن نه با کلمات. اول تیترها را اضافه یا اصلاح کن، بعد پاراگراف‌های بلند را بشکن، بعد جواب اصلی را به بالا منتقل کن. تجربه نشان می‌دهد همین سه تغییر، بدون دست زدن به یک کلمه از محتوا، بیشترین بهبود را می‌دهد.